
پس از فرزاد كمانگر حكم اعدام معلمي ديگر صادر شد!!!
فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر به همراه علي حيدريان و فرهاد وکيلي از فعالان سياسي کرد که در ارديبهشت ماه سال 85 بازداشت و در اسفندماه سال 1386 و در دادگاه اوليه به اعدام محکوم گرديده بودند ، روز گذشته تائيد احکام اوليه در ديوان عالي کشور توسط اجراي احکام به آنان ابلاغ گرديد که فرزاد کمانگر به اعدام ، علي حيدريان و فرهاد وکيلي نيز هر کدام ده سال حبس و اعدام محکوم گرديدند . حکم اعدام اين افراد با دستور رئيس قوه قضائيه به مرحله اجرا در خواهد آمد.
فرزاد کمانگر معلم پر توان و پرتلاش کامياراني در آستانهي اعدام است! او که از تابستان سال گذشته در زندانهاي مخوف مختلفي همچون بازداشتگاههاي209 زندان اوين، اطلاعات کرمانشاه و اطلاعات سنندج به سر ميبرد و در اين مدت متحمل شکنجههاي وحشيانهاي قرار گرفته است در دادگاه بدوي و در دادگاه تجديد نظر به اعدام محکوم شده است.
عليرغم فشارهاي فراوان بر او در اين مدت زمان طولاني، فرزاد از هرگونه اتهام مبني بر حمل و نگهداري مواد منفجره و عضويت در گروههاي محارب و مخالف جمهوري اسلامي تبرئه گرديده است و نهايتاً به اتهام عضويت در حزب پ.ک.ک که حزبي مخالف دولت ترکيه و سياستهاي آن است تحت عنوان محاربه محکوم به مرگ گرديده است. اين در حالي است که حتي براي اتهام فوق نيز مدارک و استناداتي در پروندهي فرزاد کمانگر موجود نمي باشد.
در ادامهي رسيدگي به پروندهي فرزاد در دادگاه تجديد نظر،20/4/87 اجراي احکام زندان رجايي شهر کرج اقدام به ابلاغ حکم اعدام فرزاد کمانگر به وي نمود و هم زمان از وي خواسته شد که نسبت به نوشتن تقاضاي عفو با قيد فوريت اقدام نمايد و وعدههايي نيز جهت رسيدگي به اين خواسته داده شد.
معلم فداکار کامياراني، فرزاد کمانگر بر اساس اين اعتقاد که مرتکب هيچگونه عملي بر خلاف قانون نشده است از نوشتن عفونامه و تقاضاي بخشش خودداري نمود و نظر به عدم تقاضاي عفو و بخشش فرزاد کمانگر، حکم اعدام وي به اجراي احکام زندان رجايي شهر ارجاع گرديد و با توجه به اينکه وي محکوميت حبس ندارد، با دستور آقاي شاهرودي رئيس قوه قضائيه حکم اعدام وي به مرحله اجرا در خواهد آمد.
هم اکنون جان يک انسان در خطر است. اکنون تنها کاري که مي توان کرد،اعتراض است.
با دفتر آيتالله شاهرودي، سخنگوي قوه قضاييه، به زندانباني رجايي شهر کرج و هر مقام قضايي ديگري که ميتوانيد تلفن بزنيد و خواستار بازنگري در اين حکم شويد.
مخالفتتان را با اعدام فرزاد کمانگر اعلام کنيد و خواستار بررسي مجدد پرونده با در نظر گرفتن دادرسي عادلانه شويد.
از سوي ديگر با خبر شديم "انور حسين پناهي" از معلمان و فعالان فرهنگي شهرستان دهگلان که پائيز سال گذشته به همراه "ارسلان اوليايي" از سوي نيروهاي امنيتي به اتهام اقدام عليه امنيت کشور بازداشت شده بود، بر اساس گزارشات دريافتي روز شنبه مورخه 22/4/87 به اتهام محاربه از سوي دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم و حکم صادره به وي ابلاغ شد، نامبرده متاهل و داراي فرزند ميباشد.
انور حسين پناهي پس از بازداشت در پائيز سال 86 به اطلاعات شهر قروه انتقال و در آنجا مورد شکنجههاي شديد جسمي و روحي قرار گرفته است. ايشان در اعتراض به بازداشت غيرقانوني خود به مدت 13 روز دست به اعتصاب غذا ميزند، نامبرده سپس به بازداشتگاه اطلاعات سنندج منتقل ميگردد.
دادگاه انقلاب سال گذشته براي آزادي اين دو فرد اقدام به صدور قرار وثيقه 80 ميليون توماني نموده بود که به علت عدم توان توديع وثيقه اين افراد در بازداشت ماندند.
شايان ذکر است اويل تيرماه سال جاري ، مردم محل سکونت انورحسين پناهي در دهستان "قوروچاي" از توابع شهرستان دهگلان با امضاي طوماري مبني بر شهرت به صداقت و مسالمت جو بودن وي از مقامات قضائي و امنيتي در سطح استان و کشور آزادي اين معلم و فعال فرهنگي را خواستار شدند.
برهمكاران عزيز واجب است كه به يكي از روشهاي زير اعتراض خود را نسبت به اين احكام به گوش قوه قضائيه برسانند.
تلفن قوه قضائيه، آقاي شاهرودي: 02122741002
و همچنين دفتر قوه قضائيه، تلفن: ۱۱۰۹-۳۳۹۱ (0۲۱) فکس: ۴۹۸۶-۳۳۹۰ (0۲۱)
شماره همراه عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضاييه: 09121595504
زندان رجائي شهر، پست الکترونيکي rajaeeshahr@tehranprisons.ir
تلفن تماس 4411051 0261- 441150 0261
شماره تلفن آقاي محمد شيرج، رييس حوزه نظارت قضايي ويژه
72-66405170-021 - 66407070-021
مدير کل سازمان زندانهاي استان تهران، تلفن تماس: 2- 2123701-021


بخشنامه كاهش هزينهها به هر قيمتي!
بخشنامهي معروف به ساماندهي نيروي انساني صادر شد.
1- با بررسي و مطالعهي بخشنامه مشخص ميشود اين نام با بخشنامه تناسب ندارد.اگر نام بخشنامه کاهش هزينههاي مدارس انتخاب ميشد متناسبتر بود .
2 – روح حاکم بر بخشنامه کاهش هزينهها به هر قيمتي است. و يافتن دلايل آموزشي و تربيتي در مرحلهي بعد قرار دارد. اگر بخواهيم مثال بزنيم ميتوان گفت دانشآموز دبيرستاني را در نظر بگيريد که با امکاناتي متوسط در حال تحصيل است ناگهان به دلايلي پدر اين دانشآموز تصميم دارد از لحاظ مالي بر او سخت بگيرد دوچرخهاش را ميفروشد و ميگويد پياده به مدرسه برو کامپيوترش را هم از او ميگيرد. اين پدر ممکن است اگر بخواهد براي کارش دلايلي بتراشد بگويد پيادهروي باعث سلامت فرد ميشود و استفاده از کامپيوتر از مطالعهي کتاب ودقت در امور ميکاهد. اما مطمئن باشيد اگر اين پدر با خودش رو راست باشد به دليلي مانند ورشکستگي اعتراف ميکند...
حدود 10 سال قبل ايران 20 ميليون دانشآموز داشت و900 هزار فرهنگي. آن روزها مسئولان معتقد بودند با کاهش نسبت دانشآموز به معلم کيفيت مدارس بهبود پيدا ميکند اما امروزه که تعداد معلمان افزايش و تعداد دانشآموز به 14 ميليون رسيده است تغيير محسوسي در فرايند آموزش ديده نميشود. اکنون مسئولان معتقدند بايد معلمان کاهش پيدا بکنند تا امر تعليم و تربيت بهتر شود. اما اين اتفاق چگونه رخ خواهد داد. اي کاش مسئولان محترم در يک استان يا شهرستان طرح خود را با بودجهي بيشتر از ميانگين کشوري اجرا کنند تا همگان بدانند عاقبت قرار است چه اتفاقي رخ دهد.
3 – يک زمان ميگويند اگر ارتقا شغلي مطرح شود معلمان با انگيزه تدريس ميکنند اما بعد از چند ماه اين ارتقا به همه تعلق ميگيرد. يک روز گفته ميشود مراکز تربيت معلم کارايي ندارد و بايد نيروها از دانشگاه جذب مدارس شوند چندي بعد ميگويند بايد اين مراکز احيا شود. يک زمان ميگويند نبايد همهي دانشآموزان خود را براي رفتن به دانشگاه مهيا کنند چون دانشگاه هدف نيست بايد سيستمي به نام مراکز پيشدانشگاهي طراحي شود تا آنکه ميخواهد به دانشگاه برود وارد اين مراکز شود. اما بعد از مدتي ملاحظه ميشود همه وارد پيشدانشگاهي ميشوند. يک روز ميگويند تربيت بايد در آموزش ادغام شود و هر معلم يک مربي باشد چند روز بعد در غم از دست رفتن مربيان تربيتي سوگواري ميکنند و براي احياي آن طرح و برنامه ميريزند شايد در اين دو دهه دهها نمونه از اين اقدامات انجام شده است.
به گمان من اين طرح که بدون بررسي دقيق و با يک عقل سليم غيرکارشناسي بودنش مشخص است اوقات مسئولان را تا پايان رياست جمهوري نهم به خويش اختصاص خواهد داد و دوران ديگر و اشتباهاتي تازهتر فرا خواهد رسيد.
4 - بهترين رويکرد براي اصلاح آموزش وپرورش افزايش اختيار مديران استان و شهرستان و انتخابي بودن مسئولان اين وزارت در بخش و ردههايهاي مختلف است. هنگامي که وزارت آموزش و پرورش با يک ميليون نيرو که 35 هزار نفر آن مدرک کارشناسي ارشد و دکترا دارد نتواند يک وزير تربيت کند و يک روز از وزارت تعاون و ديگر روز از دانشگاه پيام نور فردي را انتصاب کند چگونه ميتوان پذيرفت اين وزارت قادر است نسلي خلاق و مدير تربيت کند. راديو معلم

بيانيه شمارهي ۳ كانون صنفي معلمان تهران
به نام خداوندجان وخرد
بيانيهي سوم، 21تيرماه 1387
فرهنگيان شريف وآگاه كشور
درود خداوند بر شما باد، همانطوركه خود ميدانيد، آموزش و پرورش كشور مدتهاست كه با مشكلات نفسگيري روبرو است، گستردگي وظايف و اختصاص بودجهي اندك از يك سو، سوء مديريتهاي پياپي در اين وزارتخانه و عدم استفاده از مديران متخصص، از سوي ديگر باعث شده است، كه تعليم و تربيت اين مرز و بوم دچار سير قهقرايي شود.
آنچه هيات مديرهي كانون صنفي معلمان تهران را به ادامه تلاش صنفي وادار ميكند، مشكلات بيانگيزگي جوانان و نوجوانان براي ادامهي تحصيل و گرايش روزافزون آنان به مشاغل كاذب و بيزاري آنان از علم و دانش،همچنين خطردروني شدن توجه جوانان و نوجوانان به برطرف كردن نيازهاي كوتاه مدت خود و بي توجهي به ارزشهاي والاي انساني مي باشد. و اين مشكلات اساسي زنگ خطر افول ستارهي تعليم و تربيت درآسمان كشور را به صدا در آورده است، بيگمان شما نيز همانند ما نگران وضعيت موجود هستيد.
آنچه اخيرا به نگراني ها افزوده است، وآب پاكي روي دست دلسوزان آموزش و پرورش ريخته ، بخشنامه ايست زير نام "ساماندهي نيروي انساني آموزش وپرورش" كه از ناآگاهي تنظيم كنندگان آن در مسائل خرد و كلان آموزش و پرورش حكايت دارد. اين بخشنامه غير از شتابزدگي در تنظيم واجرا، ناآزموده وغير علمي بودن، عدم تطبيق با استانداردهاي جهاني آموزش، بي توجهي به نظرات معلمان باتجربه در تنظيم آن، محفلي عمل كردن تنظيم كنندگان، مناسب نبودن با شرايط اجتماعي و جغرافيايي كشور، و تناقض آشكار در بندهاي گونانگون آن مشكلات ريز و درشت ديگري دارد، كه به چند مورد آن در زيراشاره مي شود.
8- بياثر دانستن شيوه نامههاي پيشين. كه اين به معناي پاگذاشتن روي تجربيات گذشته مي باشد.
2- حذف معاونت براي مدارس زير90 دانشآموز و اختصاص تنها يك معاونت براي مدارس زير 321 دانش آموز و...
3- تدريس اجباري10 ساعت براي مديران و6 ساعت براي معاونان
4- حذف كلاسهاي زير15 نفركه لطمه ي بزرگي به روستاييان عزيز كشور مي باشد.
5- كلاسهايي با تراكم30 تا40 نفر دانش آموز(بي توجهي كامل به كيفيت آموزش)
6- افزودن سرپرستي كارگاهها به موظفي دفترداران(خلاف شرح وظايف شغلي)
7- ممنوعيت دورهها و ماموريتهاي آموزشي.(مخالف تبصرهي 1 مادهي 26 بيانيهي جهاني حقوق بشر)
8- واگذاري 5 درصد از فعاليت مدارس به بخش خصوصي (خلاف اصل 30 قانون اساسي)
كه جا دارد به اشكالات گوناگون اين بخشنامه در آينده نيز پرداخته شود.
از ديگر دغدغههاي اعضاي هيات مديرهي كانون صنفي معلمان تهران شفاف نبودن كاركرد صندوق ذخيرهي فرهنگيان است، اين صندوق با درآمدي ماهانه نزديك به 4ميليارد تومان كه ازحقوق نزديك به 700،000 عضوفرهنگي بطور نقدي كسر و به حساب صندوق واريزمي شود، غير از سود پساندازها و كاركردهاي تجاري و ساخت و سازهاي انبوه در18سال گذشته!
همچنين اين صندوق به خاطر انتصابي بودن هيات مديره مي توان گفت بطور كلي ازاساسنامهها و شيوهنامههاي شركتهاي تعاوني تخطي نموده است.
از ديگر مشكلات فرهنگيان كشور كاركرد نادرست شركتهاي تعاوني مصرف است، اعضاي هيات مديرهي اين شركتها خود را متعهد به ارائهي بيلان كار به سهامداران نمي دانند، و دربارهي سرمايههاي كلان صدهاهزار فرهنگي سراسر كشور خودسرانه و غير شفاف تصميم مي گيرند، براي نمونه شركت تعاوني مصرف فرهنگيان تهران با پيشينهاي 70 ساله و160،000 سهامدار و با سرمايهاي بالغ بر دهها ميليارد تومان بدون تبليغات و اطلاعرساني شايسته به سهامداران درهنگام تعطيلي مدارس(31 تير) به تشكيل مجمع عمومي براي برگزيدن هيات مديره اقدام كرده، كالاهاي خود را با قيمتي بالاتر ازنرخ بازار به فروش رسانده، و از پرداخت سهم سود به سهامداران خودداري مي نمايد، و هيچگونه كالايي را با بن ويژه به سهامداران واگذار نمي كند.
بطور كلي مي توان گفت كه شركت تعاوني مصرف فرهنگيان تهران خلاف اهداف مندرج در اساسنامه اين شركت عمل مي كند.
افزون بر اينها اعضاي هيات مديره و مديرعامل اين شركت با خريد اجناس نسيه از بازاريان و كسبه و با نپرداختن به هنگام بدهي خود، موجب بدنامي آموزش و پرورش و فرهنگيان شريف نزد افكارعمومي شده است. كه تجمع دهها نفر از طلبكاران و سهامداران اين شركت در روز19تيرماه در ساختمان مركزي شركت واقع در خيابان 30 تير نمونهي كوچكي از اينهاست.
لذاكانون صنفي معلمان تهران برحسب وظيفهي انساني، ميهني و صنفي خود دفاع از حقوق فرهنگيان را واجب دانسته، و با دادن آگاهيهاي لازم از حيثيت منزلت و حق معيشت فرهنگيان دفاع نموده و از آنان انتظار پشيباني شايسته دارد.
همچنين هيات مديرهي كانون صنفي معلمان تهران، با يادآوري خطرات پيش روي آموزش وپرورش، از مسئولان مربوطه مي خواهد به خاطرخدا، آيندهي كشور و بنا به وظيفهي انساني در برطرف كردن اين مشكلات شتاب نمايند.
با سپاس بيكران
كانون صنفي معلمان تهران
نشاني اينترنتي: www.ksmt3.blogfa.com
ايميل: ksmi_t@yahoo.com

كانونهاي صنفي به فكر اقدامات اول مهر باشند!
ما خواهان انجام قطعي قانون مديريت خدمات کشوري حداکثر تا اول مهر سال 87 هستيم. در غير اين صورت از هم اکنون اعلام ميکنيم که فرهنگيان همزمان با روز جهاني معلم يعني ۱۴ مهر تجمعي کشوري در مقابل هر ارگاني که جلوي اجراي قانون را بگيرد برگزار خواهند نمود. اين اخطار نهايي ماست و اگر همهي اعضاي کانون دستگير شوند باز هم به همت فرهنگيان اين بند اجرا خواهد شد.
متن بالا بند اول قطعنامه پاياني گردهمايي